فرایند تربیت فرزندان دراندیشه دینی

وقتی مهارت جدیدی می آموزیم اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنیم. پدر و مادر اگر کودکی خودشان را بخاطر بیاورند که چه اشتباهاتی را انجام میدادند یا چه احساساتی بر رفتارشان غلبه میکرد، آن وقت چندان به رفتارهای اشتباه فرزندان خود واکنش تند و انتقاد آمیز نشان نمیدهند و سعی در آگاه کردن آنها میکنند. رفتارها و عادتهایی که از دوران کودکی در انسان ایجاد میشوند حتی تا پایان عمر هم میتواند با انسان باقی بماند مگر اینکه از طریق آموزش یا تجربههایی که کسب میشود نسبت به تغییر آنها اقدام کنیم. بیشک اگر پدر و مادر در برخورد با کودکان، صادقانه رفتار نمایند و امانت، عفّت، سخاوت، شجاعت و دیگر صفات پسندیده در کردار آنها بروز داشته باشد، بهدلیل اینکه کودکان بهویژه در سالهای اوّل عمر از پدر و مادر الگو میگیرند، این روش میتواند در تربیت بسیار مؤثر باشد. آنها بعد از پنج و نیم ساعت به خانه میرسند و پدرش به اتاق میرود و بدون اینکه حرفی بزند میخوابد. والدین باید برای کودکان مسئولیت تعیین کنند و علاقه خود را به آنها نشان دهند و با ابراز علاقه خود؛ آنان را از ابتلا به عقب ماندگی عاطفی نجات دهند. چگونه الگوی خوبی برای تربیت فرزند باشیم؟

درست است که پدر و مادر دلسوزترین فرد نسبت به فرزند هستند، اما در جایی که زندگی در کنار هر دوی آنها خلاف مصلحت کودک و به ضرر وی تشخیص داده شود، حضانت به شخص ثالثی واگذار میشود زیرا در درتمام مراحل، دادگاه مصلحت کودک را در نظر میگیرد. این والدین در زمانی که از فرزندانشان رفتارهای مغایر با فرهنگ و روشهای تربیتی خودشان میبینند شروع به انتقاد یا طرد آنها میکنند. پدر گفت: پسرم تو الآن هفده سال داری و من توی این مدت نتوانستم اعتماد تو را نسبت به خودم جلب کنم. شاید این کار به ظاهر در کوتاه مدت نتیجه بخش باشد اما آن ارتباط صمیمی و اعتمادی که اساس و پایه ارتباطهای خانوادگی است را به مرور از بین میبرد و باعث کمرنگ شدن حضور والدین در دنیای مطلوب فرزندان میشود. والدین در دنیای مطلوب فرزندان قرار دارند و کارها و رفتارهایی که میخواهند از خود نشان دهند بطور ناخودآگاه آن را با رفتار خانواده خود و فرهنگی که در آن رشد پیدا کردهاند مطابقت میدهند. بر اساس آخرین سرشماری، یازده میلیون و ۲۴۰هزار جوان مجرّد هستند که پنج میلیون و ۵۷۰هزار تن از این جوانان را مردان، و پنج میلیون و ۶۷۰هزار تن را زنان تشکیل میدهند.

مشکل دیگری که ایجاد میشود این است که کودک بی بندوبار و حرف نشنو خواهد شد زیرا زمانی که شاهد این رفتار است که پدر برای روش تربیتی مادر ارزشی قائل نمیشود و مادر هم به همین صورت عمل میکند دیگر روشهای تربیتی بر روی او موثر نخواهد بود ونتیجه ندارد ودر نتیجه برای اطرافیان ارزشی قائل نخواهد بود واین مشکل به همین جا ختم نخواهد شد واین کودک در مدرسه وبعدها در اجتماع فردی بی بندوبار ،لاقید وبی مسئولیت بار خواهد آمد که هیچ اعتقادی به اصول اخلاقی نخواهد داشت. در روایات تاکید شده است که والدین، کودک را ببوسند و با این وسیله، محبّت خود را نسبت به او اظهار نمایند، سیره پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نیز چنین بوده است؛ ابن عباس نقل میکند: در محضر پیامبر بودم، فرزندش ابراهیم را بر ران راست خود نشانده بود و بر ران چپش حسین بن علی (علیهالسّلام)، گاهی این را میبوسید و گاهی دیگری را، در این هنگام جبرییل (علیهالسّلام) از طرف پروردگار عالم به او وحی آورد. در حقیقت تاثیر جامعه بر فرزند و روش تربیتی او کماثر خواهد بود. دلیل این حکم، کلام خداوند متعال است که میفرمایند: غلامان و کودکان نابالغ شما در شبانه روز، سه موقع باید با اجازه قبلی به اتاق شما وارد شوند، قبل از نماز صبح، و نیمه روز که جامههای خود را برای استراحت از تن بیرون آوردهاید، و پس از نماز عشاء که برای خواب مهیا شدهاید، این سه وقت برای شما به منزله عورت و پوشش است، امّا در غیر این سه وقت، گناهی بر شما و آنها نیست (که بدون اجازه وارد شوند).

این عوامل بستگی به رفتار والدین در خانه، توجه داشتن کافی به فرزندان، آگاه کردن بچهها از تجربههای شخصی خود و هوشیار کردن آنها نسبت به عواقب کارها و تصمیمهایی است که انتخاب میکنند. عوامل مؤثری که میتواند اعتماد بین والدین و فرزند را که از کودکی وجود داشته حفظ کند. ما تنها وظیفه داریم این حس اعتماد را در آنها حفظ کنیم و به خاطر اشتباهاتی که بچه ها در دوران کودکی و نوجوانی دارند، نباید ارتباط و اعتماد خود با آنها را کم کنیم. بعدها پدرش برای او تعریف میکند که آن روز چون نگرانش شده بود به تعمیرگاه زنگ میزند و آنها میگویند که کار ماشین خیلی زودتر تمام شده است. در حضانت آنچه از همه مهمتر است مصلحت کودک است و به این ترتیب قانون ابتدا مصالح او را در نظر می گیرد و سپس حق پدر و مادر برای نگهداری کودکشان را . کودک به محبتی نیازمند است که آثار آن را در رفتار پدر و مادر مشاهده کند . وگرنه لجبازی بچهها میتواند اوضاع را بدتر کند.

دیدگاهتان را بنویسید