باشد والدین در تربیت فرزندان موفقتر خواهند بود

کودکان احساس می کنند که نیازهای آنها مهمترین نیازهای خانواده است و آنها برای رسیدن به راه خود عمل می کنند. این اصول از هر منبعی اخذ شون ـفلسفه، دین، روانشناسی، جامعهشناسی و سایر رشتههای معرفتی و علمیـ باید پاس داشته و به رعایت آنها اهتمام ورزیده شود؛ در غیر این صورت، جریان تربیت، در فرایند خود تا رسیدن به هدف نهایی دستخوش مخاطره خواهد شد. آیا او میداند که چگونه به درستی به مردم سلام کند و آیا با اصول رفتار سر میز آشنا است؟ شاید به واسطه او این رویا را در سر داشته باشند که به فراوانی و وفور برسند؛ افتخاراتی کسب کنند؛ از گمنامی رها شوند و در اجتماع جایی پیدا کنند، آنچه معلم درباره دانشآموز میگوید، بر احساسات ژرف والدین و خیالات در دل نهفتهشان اثر میگذارد. حتی کسی که می خواهد تربیت بشود، دانش آموز یا کودک ما یا افرادی که در اطراف ما هستند ممکن است برای خودشان هم اشکال پیش بیاید که بگویند: شما ما را خوب تربیت نکردید. نتیجه: کودکان بد رفتاری که خودخواه هستند و بودن با آنها خیلی خوب نیست.

، طفل را در بُعد روحی و اخلاقی پرورش دهد، بهگونهای که جسم و جان و عقل و علم او افزایش یابد، تا بتواند امور مربوط به دین و دنیای خود را انجام دهد. اما از نظر اسلام، موضوع در اینجا ختم نمیشود، بلکه همانگونه که بین سودمند و غیرسودمند، باید سودمند را برگزید؛ بین سودمند و سودمندتر نیز باید سودمندتر را انتخاب کرد، تا با تابیدن نور علم و روشن شدن ضمیر آدمی، گوهر وجودی انسان نمایان شود. قبل از پرداختن به واژه های مر تبیت با تربیت فرزند ( صالح و ذریه) بهتر است کمی در مورد انسان و شاکله وجودی او بحث شود و سپس ماهیت او مورد بررسی قرار گیرد به راستی انسانی که خود مخلوق خداوند است چگونه می تواند تمامی رموز و رازهای خلقت خویش را بشناسد وبر درون و برون خویش وقوف و آگاهی یابد ؟ اگر بارها این کار را انجام دهید او تبدیل به شخصی می شود که می تواند به خوبی از پس موقعیت های احساسی بر بیاید. پس او را آزاد گذارند تا سن او به سه سال و هفت ماه و بیست روز برسد، آنگاه به او آموزش دهند که «محمد رسول الله» بگوید. محیط، اولین معمای کودک است که تمام القائات فکری و فرهنگی و آموزشی خود را به کودک ارائه میکند؛ زیرا که پس از سه چهار سال، وقتی با کودک سخن میگوییم، ملاحظه میکنیم که کودک، درست به زبانی سخن میگوید که والدین، اطرافیان و به طور کلی محیط تربیتی او به او القاء کرده است.

هر کس برای انجام کاری که دوست دارد به زمانی نیاز دارد حتی اگر فقط چند ساعت در هفته باشد. گردش و تفریح در کنار هم به کودک کمک می کند احساس لذت و احساس تعلق واقعی داشته باشد. دادن پول جیبی “فقط به این دلیل که آنها زنده هستند” به کودکان کمک می کند احساس کنند که به جای داشتن پول، حق پول دارند. نه تنها والدین احساس نزدیکی به یکدیگر دارند بلکه می توانند عشق خود را زنده نگه دارند و راه های آرامش و تفریح پیدا کنند. 5. به او یاد دهید همه اشتباه می کنند اما کمتر کسی مرتکب تکرار یک اشتباه می شود . به بیان دیگر، والدین باید در نوع بازی و اسباب آن توجّه و دقّت کافی داشته باشند و تهیه اسباب بازیها، هدفدار و منطبق با نیاز کودک و مناسب با ویژگیهای رشد او باشد؛ بازی و اسباب آن باید ضمن سرگرم کردن کودک، دقّت، تفکّر و روحیه او را تقویت کند و توان بدنی و فکری را افزایش دهد. 8. عدم کمک به کودکان در برخورد مناسب با احساساتشان. اگر می خواهیم کودکان مستقل باشند باید به آنها کمک کنیم تا مشکلات خودشان را حل کنند تا وقتی که ما کنار آن ها نیستیم بتوانند با مشکلات برخورد مناسب داشته باشند.

شما نمیتوانید انتظار داشته باشید که بچه ها همه کارها را درست و صحیح انجام دهند به این دلیل که شما می خواهید شبیه به بزرگسالان باشند . والدین به طور مکرر احساس می کنند که باید همه کارها را برای فرزندان خود انجام دهند. 3. انجام ندادن کارها با هم به عنوان یک خانواده. مراجعه به سیره ی تربیتی اهل بیت (علیهم السلام) که به عنوان بزرگ ترین مربیان تربیتی در تمام اعصار بوده اند و بهره گیری از آن در جهت تربیت نسل امروز نیز خالی از لطف نخواهد بود. کودکان از کنار هم بودن در کنار خانواده خود چیزهای زیادی می آموزند. همچنین بهتر است آنها متوجه چیزهای بد نشوند بلکه در مورد کارهای کوچکی که در این بین انجام می دهند اظهارنظر کنند. بعضی از والدین خاطرات ناخوشایندی از قوانینی دارند که در کودکی وضع شده اند و احساس می کنند با اجازه دادن به فرزندانشان لطف می کنند.

دیدگاهتان را بنویسید